انوشه میرمجلسی: نسل جدید، بازتعریف ارتباطات و آینده مطالعات فرهنگی؛ از بحران اصالت تا مسئله نابرابری

در میانه‌ یک دگرگونی عمیق رسانه‌ای، دیگر نمی‌توان از «ارتباطات» و «مطالعات فرهنگی» با همان واژگان و مفاهیم دهه‌های گذشته سخن گفت. نسل جدید، که هم‌زمان در زیست‌جهان شبکه‌ای، اقتصاد پلتفرمی، فرهنگ الگوریتمی و تجربه‌ روزمره‌ رسانه‌ای‌شده رشد کرده، این دو حوزه را نه صرفاً به‌عنوان رشته‌هایی دانشگاهی، بلکه به‌مثابه ابزارهایی برای فهم قدرت، هویت، بازنمایی، کنشگری و زیست اجتماعی در جهان دیجیتال می‌بیند. از این منظر، پرسش از آینده‌ ارتباطات و مطالعات فرهنگی در واقع پرسش از آینده‌ جامعه، شهروندی و نظم در دوران پلتفرم‌هاست. در ادامه به چهار پرسش کلیدی در این رابطه می‌پردازیم.

پرسش اول – نسل جدید، ارتباطات و مطالعات فرهنگی را چگونه می‌فهمد؟
نسل جدید، ارتباطات را کمتر به‌عنوان فرآیندی خطی ارسال و دریافت پیام می‌فهمد و بیشتر آن را به‌مثابه یک میدان پیچیده، تعاملی و داده‌محور درک می‌کند؛ میدانی که در آن مرز میان تولیدکننده و مصرف‌کننده‌ محتوا از میان رفته است. برای این نسل، ارتباطات فقط رسانه‌های رسمی، روزنامه، رادیو و تلویزیون نیست؛ ارتباطات در پلتفرم‌ها در استوری‌ها، در میم‌ها، در ویدئوهای کوتاه، در الگوریتم‌های پیشنهاددهنده و حتی در سکوت‌ها و طردهای دیجیتال جریان دارد. آنان ارتباطات را در نسبت با «دید‌ه‌شدن»، «اثرگذاری»، «شبکه‌سازی» و «مدیریت هویت» تجربه می‌کنند.

در همین حال، مطالعات فرهنگی نیز برای نسل جدید صرفاً دانشی نظری درباره متن، قدرت، ایدئولوژی یا بازنمایی نیست. این حوزه برای آنان ابزاری تحلیلی برای خواندن مناسبات روزمره‌ قدرت است. اینکه چه چیزی ترند می‌شود، چه صدایی برجسته می‌شود، چه هویتی به حاشیه رانده می‌شود، چگونه سلیقه‌ها ساخته می‌شوند و چگونه فرهنگ عامه به عرصه‌ منازعه‌ی سیاسی، اقتصادی و نمادین تبدیل می‌شود. اگر نسل‌های پیشین مطالعات فرهنگی را از خلال متن‌های مکتوب، سینما، تلویزیون یا خرده‌فرهنگ‌ها فهم می‌کردند، نسل جدید آن را از خلال تجربه‌‌زیسته‌ پلتفرمی، سلبریتی‌ها، اینفلوئنسرها، اقتصاد توجه و فرهنگ مشارکتی درک می‌کند.
نکته‌ مهم این است که نسل جدید، نسبت به اقتدارهای سنتی نیز نگاه انتقادی‌تری دارد. آنان بیش از آنکه مرجعیت را از نهادهای رسمی بگیرند، آن را در شبکه‌ها جست‌وجو می‌کنند. در نتیجه، فهم آنان از ارتباطات و مطالعات فرهنگی هم افقی‌تر است، هم میان‌رشته‌ای‌تر و هم حساس‌تر به مسئله‌ تجربه‌ زیسته، عدالت بازنمایی و سیاست فناوری.

پرسش دوم – حوزه‌های تخصصی ارتباطات و مطالعات فرهنگی در پنج سال آینده با چه چالش و تحولی روبه‌روست؟
در پنج سال آینده، مهم‌ترین تحول این دو حوزه عبور از «مطالعه‌ رسانه» به «مطالعه‌ زیرساخت‌های رسانه‌ای و حکمرانی الگوریتمی» خواهد بود. دیگر کافی نیست که پژوهشگر فقط پیام، محتوا یا مخاطب را تحلیل کند؛ اکنون باید پلتفرم، داده، معماری، هوش مصنوعی، مالکیت زیرساخت و اقتصاد سیاسی توجه را نیز مطالعه کرد.
از نظر تخصصی، چند چالش و تحول برجسته قابل پیش‌بینی است:
الف) هوش مصنوعی و بحران اصالت
گسترش هوش مصنوعی، تولید محتوا را به‌شدت ارزان، سریع و فراگیر خواهد کرد. این امر از یک‌سو خلاقیت و بهره‌وری ارتباطی را افزایش می‌دهد، اما از سوی دیگر مرز میان امر واقعی و امر مصنوع، میان نویسنده و ماشین و میان روایت معتبر و روایت دست‌کاری‌شده را تیره می‌کند. در چنین شرایطی، سواد رسانه‌ای کلاسیک دیگر کفایت نخواهد کرد و باید از «سواد الگوریتمی» و «سواد هوش مصنوعی» سخن گفت.
ب) پلتفرمی‌شدن فرهنگ
مطالعات فرهنگی ناچار خواهد بود بیش از گذشته به سازوکارهای پلتفرم‌ها بپردازد؛ یعنی به این‌که چگونه طراحی فنی و منطق اقتصادی پلتفرم‌ها، سلیقه، هویت، کنش جمعی و حتی حافظه‌ فرهنگی را شکل می‌دهند. فرهنگ دیگر فقط محصول کنش اجتماعی نیست؛ محصول تعامل مداوم میان کاربران، کدها، شاخص‌ها و منطق تجاری پلتفرم‌ها نیز هست.
ج) فرسایش مرزهای رشته‌ای
در آینده نزدیک، ارتباطات و مطالعات فرهنگی بدون پیوند با علوم داده، مطالعات علم و فناوری، حقوق دیجیتال، اقتصاد سیاسی و اخلاق فناوری قادر به توضیح واقعیت نخواهند بود. این دو حوزه برای بقا و اثربخشی باید از انزوای رشته‌ای فاصله بگیرند و به قلمرویی واقعاً میان‌رشته‌ای وارد شوند.

د) بحران اعتماد
فضای اشباع‌شده از اطلاعات، شایعه، روایت‌های رقیب و تولید انبوه محتوای ماشینی، بحران اعتماد را تشدید خواهد کرد. متخصصان ارتباطات در آینده ناگزیر خواهند بود بیش از گذشته روی سازوکارهای اعتمادسازی، اعتبارسنجی، شفافیت منبع و مسئولیت اجتماعی رسانه‌ها کار کنند.
هـ) بازگشت مسئله‌ نابرابری
اگرچه فناوری ظاهراً دسترسی را دموکراتیک می‌کند، اما در عمل شکاف‌های تازه‌ای پدید می‌آورد. شکاف دسترسی، شکاف مهارت، شکاف دیده‌شدن و شکاف داده. در نتیجه مطالعات فرهنگی و ارتباطات باید دوباره و با زبانی تازه به مسئله‌ نابرابری، حذف و حاشیه‌رانی بازگردند.

پرسش سوم – مهم‌ترین تهدید و مهم‌ترین فرصت چیست؟
اگر بخواهیم فقط یک تهدید محوری را نام ببریم، آن تهدید «استعمار الگوریتمی» است؛ وضعیتی که در آن سازوکارهای نامرئی پلتفرم‌ها، بدون پاسخ‌گویی دموکراتیک، بر توزیع توجه، شکل‌گیری افکار، بازنمایی هویت‌ها و اولویت‌یابی فرهنگی اثر می‌گذارند. در این وضعیت، کاربران تصور می‌کنند آزادانه انتخاب می‌کنند، حال آن‌که انتخاب‌هایشان از پیش در معماری پلتفرم‌ها، مدل‌های کسب‌وکار و منطق داده‌کاوانه جهت‌دهی شده است. این تهدید فقط فنی نیست؛ عمیقاً فرهنگی، سیاسی و شناختی است. نتیجه‌ آن می‌تواند همگن‌شدن سلیقه‌ها، افراطی‌شدن گفتار عمومی، تضعیف مرجعیت‌های حرفه‌ای و تقلیل تجربه‌ فرهنگی به شاخص‌های کمی توجه باشد.
در برابر این تهدید، مهم‌ترین فرصت در توان بی‌سابقه‌ نسل جدید برای تولید، توزیع و بازتعریف معنا نهفته است. امروز گروه‌هایی که پیش‌تر در حاشیه بودند، می‌توانند روایت خود را بسازند، شبکه‌ همبستگی ایجاد کنند، بازنمایی‌های مسلط را به چالش بکشند و اشکال تازه‌ای از کنش فرهنگی و ارتباطی را رقم بزنند. از منظر مطالعات فرهنگی، این یک فرصت تاریخی است: فرهنگ دیگر صرفاً از بالا به پایین تولید نمی‌شود، بلکه در شبکه‌ای از مشارکت، مقاومت، بازآفرینی و چانه‌زنی نمادین شکل می‌گیرد. از منظر ارتباطات نیز این فرصت وجود دارد که نهادهای حرفه‌ای، رسانه‌ها و دانشگاه‌ها با بهره‌گیری هوشمندانه از فناوری، الگوهای تازه‌ای از گفت‌وگو، مشارکت و اعتماد عمومی بسازند.

پرسش چهارم – چه پیشنهاد سیاستی می‌توان ارائه کرد؟
اگر قرار باشد یک بسته‌ سیاستی منسجم برای آینده‌ ارتباطات و مطالعات فرهنگی پیشنهاد شود، باید بر چهار محور استوار باشد:
1. طراحی یک برنامه‌ ملی سواد رسانه‌ای پیشرفته
سواد رسانه‌ای باید از سطح تشخیص خبر جعلی فراتر برود و به سواد پلتفرمی، سواد داده، سواد الگوریتمی و سواد هوش مصنوعی گسترش یابد. این آموزش باید نه فقط برای دانش‌آموزان و دانشجویان، بلکه برای معلمان، روزنامه‌نگاران، مدیران فرهنگی و عموم شهروندان طراحی شود.
2. تقویت پژوهش میان‌رشته‌ای
دانشگاه‌ها و مراکز پژوهشی باید ارتباطات و مطالعات فرهنگی را با علوم داده، حقوق، جامعه‌شناسی دیجیتال، طراحی پلتفرم و اخلاق فناوری پیوند دهند. آینده‌ این دو حوزه در گرو توانایی آن‌ها برای فهم ساختارهای فناورانه‌ قدرت است، نه صرفاً تحلیل متون و محتواها.
3. تنظیم‌گری شفاف و مسئولیت‌پذیر پلتفرم‌ها
سیاست‌گذاری نباید صرفاً محدودکننده یا سلبی باشد. آنچه ضرورت دارد، تنظیم‌گری هوشمند، شفاف و مبتنی بر حقوق کاربران است؛ تنظیم‌گری‌ای که پلتفرم‌ها را نسبت به الگوریتم‌ها، شیوه‌های تعدیل محتوا، حفاظت از داده‌ها و سازوکارهای اولویت‌دهی محتوا پاسخ‌گو کند.
4. حمایت از اکوسیستم تولید محتوای حرفه‌ای و مستقل
در فضای رقابت نابرابر با محتوای انبوه، ارزان و ماشینی، تولیدکنندگان حرفه‌ای محتوا، رسانه‌های مستقل، نهادهای مرتبط با راستی‌آزمایی و پروژه‌های فرهنگی خلاق نیازمند حمایت‌اند. بدون این حمایت، کیفیت گفت‌وگوی عمومی افت می‌کند و عرصه‌ی عمومی بیش از پیش در اختیار منطق توجه و هیجان قرار می‌گیرد.

جمع‌بندی بحث
نسل جدید، ارتباطات و مطالعات فرهنگی را نه در قالب رشته‌های تثبیت‌شده، بلکه در مقام دانشی برای فهم جهان متغیر، پرشتاب و شبکه‌ای امروز می‌بیند. آینده‌ این دو حوزه در پنج سال پیش رو با تحولاتی اساسی مواجه است: هوش مصنوعی، پلتفرمی‌شدن فرهنگ، بحران اعتماد، فرسایش مرزهای رشته‌ای و بازگشت مسئله‌ نابرابری. در این میان، بزرگ‌ترین تهدید، سلطه‌ نامرئی الگوریتم‌ها بر زیست فرهنگی است و بزرگ‌ترین فرصت، گسترش ظرفیت اجتماعی برای تولید معنا، کنشگری و بازتعریف بازنمایی‌ها پرسش اصلی این نیست که ارتباطات و مطالعات فرهنگی باقی خواهند ماند یا نه؛ پرسش این است که آیا این حوزه‌ها می‌توانند خود را به‌اندازه‌ کافی بازآفرینی کنند تا زبان فهم زمانه‌ خود باشند. اگر چنین بازآفرینی‌ای رخ دهد، این دو حوزه نه‌تنها از بحران عبور می‌کنند، بلکه به یکی از کانونی‌ترین قلمروهای فهم جامعه در عصر دیجیتال بدل خواهند شد.

مطالب مرتبط

آخرین مطالب

برچسب ها

آب آموزش آینده‌پژوهی ارتباطات بین‌المللی ارتباطات سلامت اعتراضات ۱۴۰۱ اعظم صوفیانی افغانستان انتخابات انجمن جامعه‌شناسی ایران ایران بازی‌های دیجیتال بایسته‌های سیاستی حلقه مطالعاتی نقد و بررسی متون شهری دفاع ملی دکتر اصغر ایزدی جیران دکتر افسر افشاری نادری دکتر حسین پاینده دکتر شیرین احمدنیا دکتر عباس قنبری باغستان دکتر عباس کاظمی دکتر علی ربیعی دکتر محمد امین قانعی راد دکتر محمد مهدی مولایی دکتر مسعود کوثری دکتر مقصود فراستخواه دکتر منصور ساعی دکتر نعمت‌الله فاضلی دکتر هادی خانیکی رسانه روابط عمومی روز جهانی آینده روز جهانی ارتباطات روزنامه‌نگاری زنان سلامت روان سلسله نشست‌های روز جهانی ارتباطات و روابط عمومی سمن‌ها، خیریه‌ها و تشکل‌ها سیاست‌گذاری سینما شبکه‌های اجتماعی شهر صلح طرح صیانت علوم اجتماعی و صداهای خاموش علی ربیعی فرهنگ فضای مجازی فلسفه برای کودکان فناوری مجمع عمومی عادی مجموعه نشست‌های علم، فرهنگ و ارتباطات در خدمت مهاجران افغانستان محیط زیست مردم‌نگاری مرضیه ادهم مهاجران نقد کتاب نوجوان همایش همایش سلامت روان و رسانه همبستگی اجتماعی هنر هوش مصنوعی پایگاه خبری گلونی پدرام الوندی کارگاه آموزشی کرسی نظریه‌پردازی کرونا کودک گردشگری