
در روز جهانی ارتباطات دوربُرد و جامعه اطلاعاتی (WTISD)، در گردهمآیی اعضای هیئتمدیره و گروههای علمیتخصصی انجمن ایرانی مطالعات فرهنگی و ارتباطات، فرصتی فراهم شده است تا به جای بسنده کردن به تبریکها و مناسبتگوییهای مرسوم، درباره مسائل، چالشها، فرصتها و تهدیدهای ارتباطات در ایران امروز سخن بگوییم. این مناسبت، بهویژه برای جامعه علمی ارتباطات، یادآور یکی از مهمترین مباحث نظری و سیاستی دهه ۱۳۸۰ است؛ دورهای که زندهیاد دکتر کاظم معتمدنژاد با مقالهها، سخنرانیها و آثاری چون اجلاس جهانی سران درباره جامعه اطلاعاتی، جامعه اطلاعاتی: اندیشههای بنیادی، دیدگاههای انتقادی و چشماندازهای جهانی و ارتباطات در جهان معاصر (تحول اندیشهها، نهادها و عملکردهای ارتباطی)، سهمی برجسته در طرح و تبیین این موضوع داشتند. به همین دلیل، مفهوم جامعه اطلاعاتی و نسبت آن با عدالت ارتباطی، توسعه و سیاستگذاری، برای دانشجویان و پژوهشگران ارتباطات اهمیت ویژهای دارد.
امسال (۲۰۲۶)، موضوع «شریانهای حیاتی دیجیتال: تقویت تابآوری در دنیای متصل» (Digital Lifelines: Strengthening Resilience in a Connected World) برای این روز در نظر گرفته شده است که بیانگر تابآوری زیرساختها و تداوم عملکرد پایدار شبکههای ICT در شرایط بحرانی؛ پشتیبانی از اقتصاد و خدمات ضروری شامل زیرساختهای مخابراتی بسترِ تجارت الکترونیک، مراقبتهای بهداشتی، آموزش و مدیریت بحران؛ و عدالت ارتباطی، رفع شکاف دیجیتال و دسترسیِ فراگیر به زیرساختها است.
شعار «شریانهای حیاتی دیجیتال» بر دنیای متصل و تابآور تأکید میکند اما وقتی تجربهی زیسته ما شامل قطعی ۸۰ روزه اینترنت و گذراندن بخش قابل توجهی از سال گذشته و امسال با اختلالها و محدودیتهای مکرر بوده است، سخن گفتن از «دنیای متصل» ناگزیر رنگی از تناقض به خود میگیرد. در چنین شرایطی، مسئله فقط کیفیت یا سرعت اتصال نیست؛ بلکه خودِ مفهوم اتصال، اعتماد و تداوم ارتباط زیر سؤال میرود.
در این میان لازم است به نسبت «شریانهای دیجیتال» و «شبکههای انسانی» نیز توجه کنیم. اگر ارتباطات دیجیتال را به مثابه رگها و شریانهای جامعه معاصر در نظر بگیریم، نباید فراموش کنیم که قلب تپنده این پیکر، همچنان انسان و روابط انسانی است. جامعه صرفاً بر ستون فناوری استوار نیست. در غیاب یا ضعف زیرساختهای دیجیتال، شبکههای روابط انسانی میتوانند خلأ ایجادشده را پر کنند. ارتباط چهرهبهچهره، تماسهای تلفنی سنتی، دیدارهای حضوری و حتی بازگشت به اشکال سادهتر اطلاعرسانی، یادآور این است که فناوری ابزار است، نه جایگزین کامل پیوندهای انسانی.
این وضعیت دو نکته مهم را آشکار میکند. نخست آنکه تابآوری دیجیتال بدون سرمایه اجتماعی پایدار نمیماند؛ زیرساختهای فنی هرچقدر هم پیشرفته باشند، اگر اعتماد عمومی، شفافیت و احساس امنیت ارتباطی تضعیف شود، شبکه کارکرد کامل خود را از دست میدهد. دوم آنکه شبکههای انسانی، خود نوعی «زیرساخت نامرئی» هستند؛ زیرساختی که در بحرانها فعال میشود و امکان ادامه زندگی اجتماعی را فراهم میکند. جامعهای تابآور است که هم از زیرساختهای ارتباطی پایدار و آزاد بهرهمند باشد و هم از سرمایه اجتماعی قوی. شاید بازاندیشی در مفهوم «شریانهای حیاتی دیجیتال» در ایران امروز، دقیقاً از همین نقطه آغاز شود: چگونه میتوان میان زیرساختهای فناورانه و پیوندهای انسانی توازن برقرار کرد؟ چگونه میتوان به جای وابستگی شکننده، به همافزایی پایدار میان «فناوری» و «اعتماد اجتماعی» رسید؟
به نظرم تجربه انجمن ایرانی مطالعات فرهنگی و ارتباطات پس از حدود دو دهه فعالیت، پاسخی به این پرسش باشد. انجمن به عنوان یک نهاد میانجی، که جامعه و دانشگاه و دانشگاه و سیاستگذار را به هم پیوند میدهد، نشان داده است که تولید دانش و گفتوگوی علمی میتواند حتی وقتی شریان دیجیتال دچار اختلال میشود، همچنان جریان داشته باشد و در قالب نهادینهشدهای از ارتباطات انسانی ادامه پیدا کند. امروز انجمن توانسته است به مرحلهای برسد که در آن میتوانیم از وجود گروههای علمیتخصصی سخن بگوییم که هم شبکه و پیوند انسانی را تقویت کردهاند و هم به مباحث میانرشتهای ارتباطات پرداختهاند.
در نشست «ایرانیان و تحولات ارتباطی و فرهنگی: از بحرانهای امروز تا افقهای آینده»، از مدیران و دبیران گروههای علمیتخصصی انجمن خواستیم تا با نگاهی به حوزههای تخصصی خود، به این پرسشها پاسخ دهند که: نسل جدید چگونه ارتباطات را فهم میکند؟ ارتباطات و مطالعات فرهنگی در پنج سال آینده با چه چالشها و تحولاتی روبهروست؟ مهمترین تهدیدها و فرصتها چیستند و چه پیشنهادهای سیاستی را میتوان پیش رو گذاشت؟
هر چند که میدانیم طرح این پرسشها در «ایرانِ امروز»، خود با تناقضی آشکار روبهروست. وقتی از پنج سال آینده سخن میگوییم، در حالی که نهتنها فردای ما، که حتی ساعتی بعد از ما در هالهای از ابهام و عدمقطعیت فرو رفته است، سخن گفتن از افقهای آینده دشوار میشود. همچنین در چنین شرایطی، صحبت کردن از «فرصتها»، در حالی که زیرساختهایِ ارتباطی مدام تهدید میشوند، بیش از هر زمان دیگری دشوار و حتی متناقضنماست. با اینهمه، انجمن ایرانی مطالعات فرهنگی و ارتباطات، همچنان بر این باور است که شبکههای انسانی، فراتر از کُدها و کابلها، تابآورترین دارایی این جامعهاند. ما در این نشست نه برای ترسیمِ نقشهراهی در فضای خلأ، که برای ثبتِ این دغدغهها گرد هم آمدیم. اگر سیاستگذار، شریانهای دیجیتال را به ابزاری برای تقابل بدل کرده است، ما همچنان بر «شریانهای انسانی» تأکید داریم؛ چرا که میدانیم در فقدانِ امنیتِ ارتباطی، این پیوندهای علمی و اجتماعی هستند که مانع از فروپاشیِ معنا در جامعه میشوند. آینده، هرچقدر هم مبهم و دور از دسترس باشد، تنها با تداوم همین گفتوگوهای میانرشتهای و حفظِ این شبکههای انسانی است که میتواند به افقهای روشن برسد.




