گردهمایی اعضای هیأت مدیره و گروههای علمی تخصصی در روز جهانی ارتباطات با محور مشترک
«ایرانیان و تحولات ارتباطی و فرهنگی: از بحرانهای امروز تا افقهای آینده»
یکشنبه، ۲۷ اردیبهشت ۱۴۰۵

ضرورت توجه به ابعاد اجتماعی، فرهنگی و ارتباطاتی هوش مصنوعی در ایران و تشکیل گروه مطالعات هومَص
محمد مهدی مولایی،
عضو هیأت مدیره و مدیر گروه مطالعات هومَص (هوش مصنوعی) انجمن ایرانی مطالعات فرهنگی و ارتباطات
در بستر تحولات شتابان فناورانه، مواجهه مناسب با هوش مصنوعی (بهاختصار هومَص) نیازمند عبور از نگاههای سطحی است. در نشست روز جهانی ارتباطات (۲۷ اردیبهشت ۱۴۰۵)، با هدف خروج از انفعال تشکیل «گروه مطالعات هوش مصنوعی» در انجمن اعلام میشود. در شرایط قطع اینترنت و تداوم سایه جنگ ممکن است پرداختن به چنین مباحثی در نگاه نخست «فانتزی» جلوه کند، اما واقعیتهای اجتنابناپذیر ایجاب میکند که برای تداوم حیات علمی کشور، مطالعات هوش مصنوعی را نه به عنوان یک انتخاب، بلکه به عنوان یک ضرورت استراتژیک و مسیر علمی مستمر دنبال کنیم. درک دقیق این ضرورت، مستلزم واکاوی لایههای فعلی این فناوری در زیستبوم کشور است.
تحلیل لایهبندی زیستبوم هوش مصنوعی در ایران
بهنظر میرسد عمده فعالیتهای عملی و بازنماییهای رسانهای درباره هوش مصنوعی در ایران حول دو لایه اصلی متمرکز است:لایه اول: توسعه زیرساختهای سختافزاری و نرمافزاری، طراحی مدلهای زبانی بومی و فعالیتهای فنی در شرکتها و دانشکدههای مهندسی.لایه دوم: استفاده از چتباتها و ابزارهای هوش مصنوعی مولد برای تولید انواع محتوا.فقدان لایه سوم: آنچه در این میان به عنوان «حلقه مفقوده» قابل شناسایی است، لایه مطالعات اجتماعی، فرهنگی و ارتباطاتی هوش مصنوعی است. فقدان این لایه باعث شده تا درک ما از فناوری، به جای درک «میانجیگرانه»، به یک نگاه ابزاری صرف محدود شود. بدون توسعه این لایه، حتی با وجود موفقیت در لایه فنی و تولید مدلهای بومی، ما همچنان در سطح مصرفکننده باقی خواهیم ماند، چرا که از تحلیل پیامدهای این فناوری بر زیست انسانی و پیوندهای اجتماعی ناتوان هستیم.
آسیبشناسی وضعیت فعلی و بحران سواد هوش مصنوعی
تصویر ذهنی جامعه و مسئولان از فناوری، مسیر حرکت آینده کشور را مشخص میکند. بررسی وضعیت موجود حاکی از وجود شکافهای عمیق و هشداردهنده است:نگاه حسرتآمیز ناشی از محدودیت: انسدادهای اینترنتی و تحریمهای بینالمللی، نگاه نسل جدید را به نوعی «حسرت» تقلیل داده است. این ناامیدی از عدم دسترسی پایدار به اینترنت و ابزارهای نوین، پویایی ذهنی را به ترس از عقبماندگی دائمی تبدیل میکند.بحران سواد در سطوح عالی: فقدان درک عمیق از هوش مصنوعی نه یک مشکل عمومی، بلکه یک چالش حاکمیتی است. واقعیت تلخ این است که وقتی بسیاری از مقامات عالی اجرایی و سیاستگذار درباره این پدیده سخن میگویند، پس از ادای چند جمله اول برای متخصصان روشن میشود که اساساً درکی از ماهیت موضوع ندارند.افتخار به مصرفگرایی سطحی: در غیاب سواد الگوریتمی، «افتخار بزرگ» کنونی ما در جامعه به استفاده از هوش مصنوعی مولد برای امور سطحی همچون ساخت انیمیشنهای ساده یا ابزارهای تمسخر و دستانداختن دشمنان تقلیل یافته است. این سطح از مواجهه، نشاندهنده سقوط پتانسیلهای تحولآفرین فناوری به سطح ابزارهای سرگرمی است.این بحران سواد هومَص، تهدیدی مستقیم برای آینده کشور است. برای کشوری مانند ایران که در برخی مسیرهای توسعه دچار عقبماندگی تاریخی است، هوش مصنوعی میتواند در نقش یک عامل ایجاد جهش در حوزههای مختلف عمل کند. این فناوری میتواند به عنوان یک پیشران، امکان جهش و جبران فاصلههای تاریخی را فراهم کند، مشروط بر اینکه سواد و آمادگی کافی برای بهرهبرداری وجود داشته باشد.
نقشه راه و پیشنهادات سیاستی
سیاستگذاری هوش مصنوعی در ایران باید از انحصار تولید اسناد ملی سطحی و چکلیستهای اداری و بودجهپاشی صرفا برای پروژههای فنی خارج شود. پیشنهادات زیر برای طراحی این مسیر جدید ارائه میشود:رسمیتبخشی به مطالعات میانرشتهای: پایان دادن به انحصار لایه فنی و ایجاد پل ارتباطی میان جامعهشناسان، اهالی مطالعات فرهنگی و ارتباطات و متخصصان هوش مصنوعی و علوم داده برای تحلیل ابعاد زیستجهان جدید هوش مصنوعی.تقویت سواد الگوریتمی در سه سطح: برنامهریزی آموزشی مجزا برای «متخصصان»، «مدیران و سیاستگذاران» (برای رفع جهل ساختاری) و «عموم شهروندان» (از طریق آموزش و پرورش و رسانهها).تغییر نگاه از «ابزار» به «میانجی ارتباطی»: فهم این نکته که هوش مصنوعی صرفاً ابزاری برای تولید محتوای سریع و ارزان نیست، بلکه یک «میانجی» است که ماهیت پیوندهای انسانی را دگرگون میکند.تشکیل گروه مطالعات هوش مصنوعی در انجمن ایرانی مطالعات فرهنگی و ارتباطات، تلاشی برای تولید ادبیات علمی اصیل و ایجاد فضای گفتوگومحور جهت خروج از وضعیت مصرفگرایی صرف است. هدف ما، تبدیل این حرکت به یک موج فراگیر در نهادهای علمی و اجرایی است تا فهمی جامع، راهبردی و متناسب با هویت فرهنگی کشور از هوش مصنوعی حاصل شود.



