یادداشت: علی ربیعی
تاریخ تحولات اقتصادی جهان همواره شرایطی را ایجاد کرده است که به دو نوع نابرابری در سطح جهان دامن زده است. جهان سومیها و به تعبیری کشورهای در حال توسعه با دو نوع نابرابری درونی و بیرونی زیست رنج آور داشته اند. موج اعتراضات و نگرانی هایی که طی دهه اخیر در سراسر کشورها شاهد هستیم نشان می دهد که با وجود تمام پیشرفتها، چیزی در جامعه جهانی درست کار نمی کند. فارغ از تمرکز بر محرک های مختلفی که مردم را به خیابان ها می کشاند، نا امیدی عمیق از رفع نابرابری ها یکی از دلایلی است که توسط متخصصان علوم اجتماعی و توسعه انسانی مطرح میشود.
جامعه ایران امروز به طور فزایندهای درگیر نابرابری است. لذا بنا به اهمیت موضوع، یادداشتی در خصوص موضوع ناترازی در عدالت، به همراه خانم ارغوان فرزین معتمد برای سالنامه اعتماد به رشته تحریر در آوردیم:
به تعبیر گزارش توسعه انسانی ۲۰۱۹، درک دلایل نارضایتی های امروزی مستلزم نگاهی فراتر از درآمد، متوسط های جامعه و حتی فراتر از عصر حاضر است. هر چند به نظر می رسد دلیل اصلی این اعتراضات اقتصادی است، اما به تعبیر این گزارش، قدرت قهرمان اصلی داستان نابرابری است. قدرت معدودی از افراد؛ ناتوانی عده ای بسیار؛ و قدرت جمعی مردم برای مطالبه تغییر.
مروری بر وضعیت فقر و نابرابری در دهه اخیر درکشور نشان می دهد در دهه اخیر فقر هم گسترش و هم شدت پیدا کرده است. درصد افراد فقیر شهری و روستایی طی دهه اخیر رشد داشته و در پنج سال اخیر در مناطق شهری و روستایی به طور متوسط به ترتیب به حدود ۵۰ و ۳۵ درصد رسیده است. همچنین شدت فقر در مناطق شهری و روستایی نیز طی دهه اخیر افزایش داشته و در پنج سال اخیر به طور متوسط به ترتیب به ۳۵ و ۳۰ درصد رسیده است. ذکر این نکته ضروری است که از سال ۹۶، کشور با بحران های چندگانه ای همچون خروج ترامپ، حوادث طبیعی مثل سیل و زلزله، پاندمی کوید-۱۹، مواجه شد که در این میان نزاع های سیاسی داخلی نیز تاثیرات روانی بسیاری در امید زدایی بر جای گذاشت.
می توان گفت بخشی از آنچه در سالهای اخیر و در پی اعتراضات سالهای ۹۶ و ۹۸، عدم مشارکت در انتخابات ۱۴۰۰و اعتراضات پاییز ۱۴۰۱ شاهد بودیم ناشی از تحولات ارزشی، عدم تناسب سیاستهای اجتماعی با آن و بخش اعظم تر ناشی از نا امیدی از رفع نابرابری ها و سخت تر شدن بقا( به تعبیر مازلو) داشت. این نا امیدی چنان ریشه دوانده است که تقویت مشارکت مردم در انتخابات ۱۴۰۳ را نیز با چالش جدی مواجه ساخت. در نهایت نیز مشارکت در حد انتظار نبود.
حل مسایل ایران امروز با توجه به در همتندیگی مسایل سیاست داخلی، خارجی، مسایل اجتماعی، و مشکلات اقتصادی بسیار پیچیده شده است. سرمایه اجتماعی افول داشته است. اعتمادسازی نیز بدون توجه به مطالبات اجتماعی و اقتصادی مردم، ایجاد فرصت های برابر برای همگان و بیشتر کردن زمینه های مشارکت اجتماعی و سیاسی قدرت ممکن نیست. به عبارتی نباید نگاه به ایجاد برابری صرفا معطوف به شاخص های اقتصادی نظیر درآمد و … باشد. بلکه فراتر از ایجاد برابری در نیازهای پایه، باید به مقابله با منافع مستحکم شده بپردازد.
سیاستگذاری های معطوف به نابرابری در شرایطی که رقابت برای در دست داشتن قدرت به جای رقابت بر سر حل مسایل کشور به یک اولویت تبدیل شده، بسیار پیچیده است. در این شرایط پیچیده و در شرایطی که ترامپ در پی ایجاد فشارهای حداکثری است، بیش از آنکه به دنبال قدرت بیشتر در داخل باشیم، باید به فکر ایجاد وفاق و استفاده از قدرت به صورت هم افزا برای حل مسایل باشیم.
نمی توان صدای مردم را نشنید و به حل مسایل مردم پرداخت. نمی توان زمینه استفاده از ظرفیت سرمایه های کشور را فراهم ننمود و انتظار حل مسایل را داشت. مردم سرمایه اصلی ایران هستند.
عدم توجه به ظرفیت های مردمی و انتخابهای گزینشی در توزیع قدرت و فرصت سبب می شود نشانه هایی از امید هم که به دنبال رای صندوق ۱۴۰۳ نمایان شده بود، بی رنگ شود. در چنین شرایطی توجه به موارد زیر ضروری است:
در چنین شرایطی، نه تنها ضروری است که برنامه ریزی ها و سیاستگذاری ها معطوف به از بین بردن نابرابری در قابلیت های اساسی نظیر آموزش و سلامت باشد، بلکه می بایست در مسیر از بین بردن نسل جدید نابرابری ها مانند دسترسی به فناوری های پیشرفته، دسترسی به آموزش های پیشرفته اقدام نمود.
باید توجه داشت که تحریم ها به طور جدی منجر به ناتراز کردن زمین بازی اقتصاد بر علیه گروه های اجتماعی متعدد عمل کرده است. اقتصاد تحریمی زمینه ساز بزرگ نابرابری در سالهای اخیر بوده است. همچنانکه تحریم به عنوان دشمن شماره یک اقتصاد ایران باید رفع شود، حداقل در شرایط فعلی سیاست مقابله با فساد تحریم باید اتخاذ شود.
معتقدیم نابرابری در سه بعد فرصت های اقتصادی، اجتماعی و توزیع قدرت قابل بررسی است و رفع آن بدون توجه به در هم تنیدگی این ابعاد ناممکن است. برای از بین بردن نابرابری در ثروت که موضوعی بسیار جدی است، بدون توجه به نابرابری در کسب قدرت و نابرابری های اجتماعی نمی توان اقدام کرد. سخن از وفاق به مثابه یک روش می تواند به منظور کاستن از نابرابری های قدرت عمل کند. در گام نخست با توزیع قدرت به کنشگران سیاسی مطرح و در گام دوم با بازکردن ساخت قدرت بر نخبگان جامعه و به تعبیری بیرون رانده شدگان تاریخی از قدرت.
باید بپذیریم که نظریه «ریشه اصلی اعتراضات در دنیا نا امیدی ناشی از شکاف های و نابرابری در قدرت و فرصت ها است»، در ایران نیز مفهوم دارد. بنابراین اقدام فوری در مسیر استفاده از ظرفیت های داخلی به دور از تنگ نظری، خصومت، رقابت های ناسالم و در جهت منافع ملی امری ضروری است. توجه داشته باشیم که تراز خود تحریمی ها و تحریم های بین المللی نتیجه ای جز ناترازی در برابری به دنبال نخواهد داشتr


